خط داستانی
امروز، کامیل نه ساله میشود. او قسم خورده بود که در روز تولد نه سالگیاش، ویدیوهایی که در کنار گرفته بود را به والدینش نشان دهد - دمی از یک گربه که فرار میکند، یک پنجره و چهره یک زن با حجاب - تصویری جذاب... بعد از آن روز، مادر کامیل، آریانه، در پارک با پسرش ملاقات میکند. پسر به نظر نگران میرسد. او به درختی تکیه داده و چشمانش را به زمین دوخته است. او میگوید که حالا میخواهد به "خانه واقعیاش" و "مادر واقعیاش" برگردد.