خط داستانی
بارون محلی تصمیم میگیرد زمینهای کیکولا را بگیرد و از جادوگر محلی، بابل، میخواهد که همسر کیکولا را قانع کند که عدم همکاری باعث رنج فرزندانشان، کاتو و کاجانا، خواهد شد. در روز آتشبازی، کاتو با پوشیدن لباس یک شیطان شرور، شوخی بدی با خواهرش میکند. این شوک باعث میشود کاجانا لال شود. والدین او را به یک روستای دور میبرند تا او "با نماد معجزهآسا" ملاقات کند به امید بهبودی.