خط داستانی
جیم هندریکس نامهای از دخترش در شرق دریافت میکند که اعلام میکند در راه است و همان روز با دختر کوچک خود به خانه میرسد. کالسکهای که او را از ایستگاه راهآهن، چند مایل دورتر از خانه پدرش، میآورد، دچار حادثه میشود. در حین تعمیر وسیله نقلیه قدیمی، دختر جوان بسی هندریکس به دنبال گلهای وحشی به جنگل میرود. بسی به دنبالش میدود. پس از اینکه این دخترک شیطون را پیدا کرده و به جاده برمیگردد، متوجه میشود که کالسکه به سفرش ادامه داده است.