خط داستانی
پس از تشییع پدرش آرنالدو که خودکشی کرده است، انجراسادینیها به کشیش انگیزه هایش را confess می کند. در مهمانی نامزدی پسر عموش سیلویو با لتیسیا، انجراسادینیها او را در کتابخانه اغوا می کند و بعدها نامزدی با زوزیمو را پایان می دهد و به لتیسیا دروغ می گوید که باردار است. لتیسیا تصمیم می گیرد با آرنالدو در مورد اتفاقات صحبت کند و او می گوید فرزند نمی تواند به دنیا بیاید. او رازهای چرکین را به انجراسادینیها می گشاید و تراژدی ای اعلام می شود.