خط داستانی
بازرس ویلوبی دزد بینالمللی جواهر و استاد تغییر چهره، وامپیرا هایید را به منطقه لیمهاوس در لندن ردیابی کرده است. وقتی ساعت ۴ بعد از ظهر با صدای بیگ بن به صدا درمیآید، ویلوبی متوجه میشود که زمان چای است و وارد یک چایخانه میشود. او توسط زنی که چهرهاش برایش آشناست، سرو میشود. ناگهان ویلوبی به یاد میآورد که او همان زنی است که به دنبالش بوده است. او نیز متوجه میشود که شناسایی شده و با استفاده از یک قرص که به سرعت بلعیده میشود، به سرعت به یک زن مسن و متواضع تبدیل میشود.