خط داستانی
زینا دانشجوی کاتولی است که دوست صمیمی اش حیدر، مسلمان، همیشه خصوصاً نزدیک بوده است. پس از تلاشی بینتیجه برای ملاقات، هر دو تصمیم میگیرند یک نوار صوتی بسازند تا به زبان خود توضیح دهند چرا در لبنان در سال ۱۹۷۷ همچنان درگیری وجود دارد و با آن مخالفت میکنند. زینا میخواهد به ایالات متحده برود و حیدر میخواهد او را در فرودگاه ملاقات کند تا نوارهایشان را مبادله کنند. اما سرنوشت دخالت میکند و هنگامی که او با زود رسیدن به فرودگاه با کسی که به دنبال کلاهبرداری از پناهندگان سادهدل است روبرو میشود، از فرار عصبی میشود و نوار را دور میاندازد. وقتی زینا میرسد و میفهمد که او آنجا نیست، دلش میشکند. در کُنهای عجیب، بازیگران و کارگردان درباره این که آیا شخصیت حیدر باید خودکشی کند یا نه بحث میکنند.