خط داستانی
همسر رانی ما (رینا راى) توسط نخستوزیر شرور همسایه مزرعه کشته میشود که من سینگ (نصیرالدین شاه) است. نخستوزیر خودش را از این قتل مبرا میداند و آن را به پادشاه پدر راجکوماری نسبت میدهد. رانی ما قسم میخورد تا این قتل را تلافی کند. من سینگ همچنین برادر دوقلوی خود سورجان سینگ را دارد که در ظاهر شیطانصفت نیست و کمی سادهلوح است. رانی ما از اینکه تنها پسرش را میبیند که عاشق راجکوماری است شوکه و وحشتزده میشود. او تصمیم میگیرد با ازدواج بین فرزندش و راجکوماری مخالفت کند در حالی که راجکومار قصد دارد برای ازدواج با راجکوماری هر سنگی را برای انجام آن برگرداند. صحنه برای مادری و پسری که تصمیم میگیرند آیا به نفعشان است که فردی را که شوهر و پدر را کشته است در خانواده وارد کنند، آماده میشود