خط داستانی
یک معمار جوان به نام الکیه توسط دولت فرانسه به منظور مطالعه راه حلی برای نجات ونیز فرستاده میشود. همکار او، یک عکاس ایتالیایی، معتقد است که فرانسویها به اندازه کافی با روح شهر و ساکنان آن آشنا نیستند تا در مورد سرنوشت آن تصمیم بگیرند؛ برای اینکه او این ابهام را بهتر درک کند، از جذابیتهای مارینا، یک کنتس جوان و بیکار که به راحتی فریبش داده است، استفاده میکند. او، که مانند شهر مرموز است، تا روزی که مادرش تصمیم میگیرد او را به یک هموطن بسیار ثروتمند که برای نجابت اجدادش جالبتر از ارزش شخصیاش است، ازدواج دهد، با این دو مرد رفت و آمد میکند. الکیه که متوجه میشود ونیزیها ترجیح میدهند سنتهای قدیمی خود را حفظ کنند، با disgust ونیز و مارینا را ترک میکند.