خط داستانی
وِسگن اولسن در جتلند. دوباره اگان اولسن نقشه ای در ذهن دارد وقتی از زندان مراقبت خارج می شود. او فهمیده که آلمان ها در 1945 در یکی از سنگرهای کوماندویی پول زیادی به دلار آمریکا و شمش های طلا جا داده اند؛ تنها مشکل این است که در جتلند است. اگان، بنّی وکیلِلد همراه با همسر Kjeld و فرزندش ایون و بورگه به سمت جتلند می روند. آن ها انتظار دارند مردم جتلند را فریب دهند اما اوضاع به همان اندازه که برنامه ریزی شده نیست. در نهایت بنّی، وکیللد، بورگه و ایون در قطار به سمت کپنهاگ نشسته اند که در مسیر با اگان در حال پریدن از کنار ریل ها روبه رو می شوند. این آخرین باری است که گروه اولسن به جتلند می رود.