خط داستانی
یک پسر جوان نسبت به مرگها و نبردهایی که در طول جنگ جهانی دوم در حال وقوع است، بیتفاوت میشود. او و دوستانش یک سرباز دهقان از یک گروه رومانیایی را دنبال میکنند تا به روسها بپیوندند و با نازیها بجنگند. او شاهد مرگ یکی از دوستانش پس از نابود کردن یک لانه مسلسل آلمانی است. یک سرباز رومانیایی به خاطر بیتفاوتی پسر نسبت به مرگ دوستش او را سیلی میزند. او به عنوان نماد واحد پیشرو در حالی که به سمت یک قلعه در چکسلواکی میروند، شناخته میشود. وقتی مردان برای یک عکس گروهی لباس زره میپوشند، توسط نازیها کشته میشوند. پسر برمیگردد و میبیند که مردان نابود شدهاند و او توسط یک سرباز آلمانی اسیر میشود. نازی قربانی دهقانان یاغی میشود که به دنبال انتقام هستند. آنها این جنگجوی جوان را نجات میدهند و او را به خانهاش در رومانی میبرند.