خط داستانی
این فیلم فوق العاده و به طرز استثنایی بازی شده، درباره یک مادر کارگر تنها و پسر نوجوانش است. او مردی را پیدا میکند و با او ازدواج میکند، پسرش در ابتدا حسادت میکند و پر از خودبزرگبینی است اما در نهایت او را درک میکند. با وجود سادگی داستان، این فیلم یکی از صادقانهترین و شاعرانهترین فیلمهایی است که در اتحاد جماهیر شوروی در دهههای 1960-1970 تولید شده است. همچنین بسیار واقعگرایانه است و زندگی آن زمان را نشان میدهد. لیوسیانا اوچینیکوا فوقالعاده است و این فیلم باعث میشود که متوجه شویم او چه بازیگر فوقالعاده و نادیدهگرفتهشدهای بود. نیکولای بورلیایف به عنوان یک نوجوان لاغر بسیار خوب است و صحنه پایانی که او یک لیوان آب گازدار برای مادرش میآورد، شگفتانگیز است. اولگ افریموف به عنوان یک مرد کارگر که در نهایت خوشبختیاش را پیدا کرده، بسیار قانعکننده است.