خط داستانی
نگهبان مرزی آلمان شرقی، گونتر ریست، جوانی از خانوادهای humble است. در یک مسابقه شنا، او با پنی، دختر یک استاد از خانوادهای خوب، آشنا میشود و عاشق هم میشوند. اما تفاوتهای اجتماعی آنها مانع خوشبختیشان میشود: دوستان پنی به وضوح نشان میدهند که حاضر به پذیرش گونتر در گروه خود نیستند. اگرچه پنی از گونتر حمایت میکند، اما شک دارد که آیا عشق میتواند بر همه موانع غلبه کند. در این وضعیت، او به پیشرفتهای دوستپسر سابقش، باب، جذب میشود و به تعطیلات با او میرود. در همین حال، گونتر دچار حادثهای میشود و به بیمارستان منتقل میشود. در بیمارستان، او با پرستار لی آشنا میشود که به نظر میرسد برای او کاملاً مناسب است.