خط داستانی
در سبک کـابوکی، فیلم داستان دهکده کوهی دورافتاده را روایت میکند که کمبود غذا منجر به سیاست داوطلبانه اما توسط اجتماع تحمیل شده میشود که اقوام سالخورده را به بالا کوه ناریااما میبرند تا بمیرند. مادربزرگ آریـن به هفتاد سالگی نزدیک است و از سرنوشت خویش راضی است. پسرش یتیم تاتسوئی توان تحمل از دست دادن مادرش را ندارد هرچند او را برای ازدواج با یک بیوه همسناش ترتیب میدهد. نوهاش کِسا که دوست دخترش حامله است، به طور خودخواهانه خوشحال است که اورین میمیرد. مجموعهای از افراد خانوادهٔ دزد نیز با شدت برخورد میشوند و مردی پیر که فرزندش او را از خانه رانده، برای یافتن غذا به هر دری میزند. آیا روح محبتآمیز و پذیرش اورین، خانوادهاش را بیاموزد و شریف جلوه دهد؟