خط داستانی
گوتام، یک جوان ثروتمند، به آسام میرود تا از مزارع چای پدرش بازدید کند. هواپیمایی که در آن سفر میکند به دلیل بدی آب و هوا مجبور به فرود اضطراری میشود. گوتام آسیب میبیند و دچار فراموشی میشود. او عاشق یک زن جوان به نام کانچن میشود، که به او پاسخ میدهد، هرچند که او بخشی از یک جامعه مذهبی است که به اعضای خود اجازه ازدواج نمیدهد.