خط داستانی
در تابستان ۱۸۹۰، کشیش لابل برای استعمار تلاش کرد. برای فرار از سرافین و زنی که دوستش داشت، دونالد، الکسیس ازدواج کرد و در زمینی ساکن شد. همه برای انتقام از سرافین نفرتانگیز متحد میشوند.
خروش
در تابستان ۱۸۹۰، کشیش لابل برای استعمار تلاش کرد. برای فرار از سرافین و زنی که دوستش داشت، دونالد، الکسیس ازدواج کرد و در زمینی ساکن شد. همه برای انتقام از سرافین نفرتانگیز متحد میشوند.