خط داستانی
میلتون، گربه، در حال قدم زدن در خیابان است و حیاطی پر از شیر خوشمزه، پرندگان و ماهیها را میبیند، بدون اینکه متوجه شود که این حیاط توسط پلوتو محافظت میشود. او به دوست کمهوش خود ریچارد نشان میدهد و هر دو به این خوشمزهها دسترسی پیدا میکنند اما توسط پلوتو طرد میشوند. از آن نقطه به بعد، آنها سعی میکنند بدون بیدار کردن پلوتو به حیاط بروند و از ترفندهایی مانند پرتاب پلوتو با تکیهگاهش و غواصی زیر آب برای گرفتن ماهی با کلاه غواصی موقتی استفاده میکنند.