خط داستانی
یک دکتر جوان با ذهنی ایدهآلگرا در مطب پدرش در منطقهای کوچک و کثیف کار میکند. در جنگ، او از خون یک بیمار سیفی میگیرد و در حین عمل خود را میبُرد. با درمانی پنهانی و درد وجدان، او نامزد دلشکستهاش را بدون توضیحی رد میکند.
خروش
یک دکتر جوان با ذهنی ایدهآلگرا در مطب پدرش در منطقهای کوچک و کثیف کار میکند. در جنگ، او از خون یک بیمار سیفی میگیرد و در حین عمل خود را میبُرد. با درمانی پنهانی و درد وجدان، او نامزد دلشکستهاش را بدون توضیحی رد میکند.