خط داستانی
ورا فکر میکند که شاهد قطع سر یک زن توسط شوهرش بوده است. در واقع، او فقط در حال تماشای تمرینات جادوگر بزرگ به نام بلو بیرد است. با این حال، ورا همچنان متقاعد است که این جادوگر یک قاتل است و در حالی که مجبور است در یک واگن قطار با بلو بیرد همسفر شود، انواع دردسرهای کمدی را تجربه میکند (که اوضاع را بدتر میکند وقتی که بلو بیرد به او ساندویچی شامل "مغزهای همزده و زبان" پیشنهاد میدهد).