خط داستانی
یک صحنه برفی؛ دیزی دوست دارد یک پالتو خز داشته باشد، بنابراین دونالد یک خرس بچه را از مادر خوابش میدزدد. اما مادر بیدار میشود و دونالد (و بچهاش) را دنبال میکند. دونالد از پالتو خز خود برای disguising به عنوان یک خرس بچه استفاده میکند. خرس واقعی برمیگردد و به نظر میرسد دونالد ممکن است در دردسر باشد، اما یک شیشه عسل او را به بهترین دوست خرس تبدیل میکند.