خط داستانی
یک مرغابی ممکن است به نظر نرسد که عضلانی باشد، اما دونالد کارش به عنوان آهنگر روستا را جدی میگیرد. ابتدا او یک حلقه آهنی جدید برای چرخ یک گاری گاو درست میکند و به طرز ماهرانهای آن را روی چوب میرقصاند، اما سپس به طرز دردناکی قوانین فیزیک را تجربه میکند که بیرحمانه هر گونه خطای اندازه را مجازات میکند، که هر بار با اصرار او بدتر میشود. سپس دونالد به یک مشتری خجالتی خدمت میکند: جنی، که به خاطر خودپسندیاش به 'جککلیپسند' معروف است و از تأیید هیچ یک از مدلهای کفشهایی که او ارائه میدهد، امتناع میکند و بنابراین به طور سرسختانهای در برابر تلاشهای او برای جا دادن آن بر روی سم پشتیاش مقاومت میکند.