خط داستانی
استرلا، دختر یک میلیاردر، به طور ناگهانی خواستگار کسلکنندهاش را ترک کرده و به سفر به خارج میرود و با مردی که تازه ملاقات کرده ازدواج میکند. پس از اینکه به همه اطلاع میدهد، او با جواهراتش فرار میکند و او را در موقعیت دشواری قرار میدهد. در راه بازگشت به خانه، او در قطار با میگل، یک غریبه کامل، ملاقات کرده و او را به عنوان شوهر جعلیاش استخدام میکند.