خط داستانی
در محل معدن هیچ مدرسهای وجود ندارد. معلم گابور ناگی نسبت به سازماندهی بسیار مشتاق است. مهندس ارشد لاسکو به بهانه اینکه تعداد کودکان برای افتتاح مدرسه کافی نیست، تمام کار او را خراب میکند، مردانش را وادار میکند که نیمکتها را از اتاق موتور که به کلاس درس تبدیل شده است، بیرون بیندازند و کودکان را فراری میدهد. اما معلم تسلیم نمیشود و به همراه معدنچیان به مبارزه برای مدرسه ادامه میدهد. در نهایت، تمام مشکلات حل میشود، خانوادههای جدیدی به محل میآیند که کودکانشان به تعداد مورد نیاز رسیده و میتوانند تحصیلات خود را ادامه دهند.