خط داستانی
باچ، یک گربه تامکت زخمی، روز خوبی را سپری میکند و همه چیز آرام است. سپس زنگ در به صدا درمیآید. او با هدیه غیرمنتظره چهار بچهگربه که در آستانه درش گذاشته شدهاند، روبرو میشود (و با توجه به رنگ آنها، هیچ شکی نیست که پدرشان کیست). باچ وقتش را صرف پنهان کردن این بچهگربههای شیطان از صاحبش میکند.