خط داستانی
در شمال آفریقا، کاپیتان والکازار و ستوان هررا، دوستان نزدیک، به خاطر قهرمانی در عملیاتها برجسته هستند. همسر و خواهر یک کاپیتان کشته شده به مراکش سفر میکنند. در این زمان، هررا عاشق خواهر زن، آمپارو، میشود که میخواهد به مادرید برگردد. ستوان نیز همین احساس را دارد، اما به زودی متوجه میشود که هارکا در نبرد از بین رفته و کاپیتان والکازار نیز با آن کشته شده است. هررا به سرعت میدود تا مسئولیت هارکا را بر عهده بگیرد و آن را دوباره سازماندهی کند.