خط داستانی
در این داستان از تقسیمات طبقاتی روستایی، چندهمسری به موضوع اضافه میشود. داستان درباره اوماست که در یک خانواده برهمن سنتی به دنیا آمده است. او به دوستیاش با سفالگران از طبقات پایین جامعه ارزش میدهد، بهویژه با رانو. وقتی او با نندلال، مردی از طبقه خود، ازدواج میکند، دوستان سفالگرش برای او خوشحال هستند - تا اینکه متوجه میشوند نندلال با رضایت اوم، همسر دومی به نام پادما میگیرد. مشکل این است که اوم به عنوان نازا شناخته میشود. اوم به خانه والدینش برمیگردد زیرا نندلال به همسر جدیدش توجهی نمیکند و وقتی برمیگردد دوباره با رمو ملاقات میکند. نندلال گفتگویی بین رمو و اوم را میشنود و وقتی اوم ناگهان متوجه میشود که باردار است، او به وفاداریاش شک میکند.