خط داستانی
یک مخترع جوان یک دستگاه تلویزیون ساخته است. صاحبخانهاش به او و اختراعش بسیار بدبین شده است، شاید عمدتاً به این دلیل که او دائماً بیپول است و ماههاست اجاره را پرداخت نکرده است. همچنین، دختر صاحبخانه عاشق این جوان است و سعی میکند کارفرمایش، کارگردان، را متقاعد کند که کل پروژه را تأمین مالی کند. کارگردان هم او و هم دستگاه تلویزیون را میخواهد، اما سرمایهگذاری شیطانیاش به دلیل دومی به ثمر نمیرسد.