خط داستانی
دختر یک صنعتگر ثروتمند میخواهد پس از بازنشستگی پدرش، شرکت را به دست بگیرد، اما پدرش - که به شیوههای قدیمی اعتقاد دارد و نمیخواهد "دختران" در کسبوکار باشند - برنامه دارد که شرکت را به برادر ولخرج و خوشگذرانش بسپارد. برای اثبات تواناییاش به پدر، خود را به عنوان یک "دختر کارگر" عادی disguise میکند و در کارخانه پدرش شغل میگیرد. او در آنجا با یک کارمند آشنا میشود و عاشق او میشود. او جوان را به خانه میآورد تا با خانوادهاش آشنا شود، اما در طول شب، گاوصندوق خانواده دزدیده میشود و تمام نشانهها به سمت دوستپسر جدیدش اشاره دارد.