خط داستانی
در سان فرانسیسکو، کالیفرنیا، روزا موریلند از سرویس مخفی نمیتواند مدرکی علیه جرج سالا، قاچاقچی مشکوک تریاک، به دست آورد. او سپس به کارآگاه فلینت مشاوره میدهد که با جان کینگ، یک سرباز سابق معلول و فقیر که روزا در دفتر جرج ملاقات کرده، رابطهای برقرار کند. پس از ادعای از دست دادن خانهاش در آتشسوزی، روزا به آپارتمان ساده جان دعوت میشود. او از منبعی مرموز پول دریافت میکند که به آنها امکان میدهد آپارتمان گرانتری بخرند و به زودی عاشق هم میشوند. اگرچه روزا بهطور مخفیانه شاهد دریافت بستهای از جرج توسط جان است، به فلینت شکاک میگوید که معشوقش بالاتر از مظنون است. جان موافقت میکند که ارتباطش با جرج را قطع کند اگر روزا با او ازدواج کند و او که متوجه میشود یک همسر نمیتواند بهطور قانونی علیه شوهرش شهادت دهد، موافقت میکند.