خط داستانی
بازیگر جوان الیزابت دالستون، پس از تمرین یک صحنه قتل برای یک فیلم، به درخواست حامی مالی شرکت، سیلوانوس پاور، از کار اخراج میشود. با اینکه متأهل است، پاور قصد دارد الیزابت را معشوقه خود کند و به او آموزش دراماتیک در انگلستان پیشنهاد میدهد و سپس برای او تئاتری میسازد. در سفر به انگلستان، الیزابت شاهد دعوای دو برادر، فیلیپ و داگلاس رومیلی، است که به مرگ ظاهری داگلاس منجر میشود. در کشتی به آمریکا، فیلیپ که به شکل داگلاس درآمده، به الیزابت اعتراف میکند که در حال تلاش برای متقاعد کردن داگلاس بوده است. در نیویورک، آنها عاشق هم میشوند. پس از اینکه الیزابت پاور را متقاعد میکند که نمایش فیلیپ را تولید کند، هم نمایش و هم بازی او موفق میشوند. وقتی پاور به الیزابت پیشنهاد میدهد و از عشق او به فیلیپ مطلع میشود، کارآگاهان اسکاتلند یارد را احضار میکند، اما داگلاس دوباره ظاهر میشود و فیلیپ را تبرئه میکند. پاور سپس با کمال میل شکست خود را میپذیرد.