خط داستانی
هری عاشق بتی بود و بتی نیز عاشق هری، اما هری بسیار خجالتی بود. هر چقدر هم که تلاش میکرد، هرگز نتوانست شجاعت کافی برای خواستگاری پیدا کند، با وجود اینکه بتی همیشه سعی میکرد به او کمک کند. یک ایده! او پیشنهادش را مینویسد و یک کد احساسی از سیگنالها اختراع میکند. نامه اینگونه نوشته شده است: "اگر مرا قبول میکنی، گلهای قرمز بپوش؛ اگر در شک هستی، گلهای صورتی. اگر مرا دوست نداری و رد میکنی، گلهای سفید بپوش."