Storyline
توپرک و همسرش سابوها از سوی مردان کادیر آقا در حالی که سرزمینشان را غصب میکنند کشته میشوند. ابراهیم از این حمله جان سالم به در میبرد و یتیم میشود. Recep او را به فرزندخواندگی میپذیرد و تربیت میکند. دختر Recep بنام هاتچه با ابراهیم عاشق میشود. هاتچه برای تحصیل به استانبول میرود. ابراهیم به شهرت برسد و نقشهای برای انتقام و دوباره پیوستن به معشوقش میچیند