Storyline
این فیلم داستان فرمانده بادول را روایت می کند که با مادرش در جزیره ای زندگی می کند بادول آرزوی سفر به جزیره ای دیگر دارد در طی سفر با یک تاجر اندونزیایی و خواهرش روبه رو می شود به روستای تازه رسیدن برادران تاجران اندونزیایی با سرهای باقی مانده در حالتی که با خود می بردند به شهر می رسند در حالی که مرد جوانی در روستا با دختری ازدواج می کند و او را دوست می دارد بسیاری از جوانان برای نجات برادران تاجر از دست ربایندگان تلاش می کنند اما به دلیل داشتن سیلات بالای گروگان گیران موفق نیستند زیرا ربایندگان در سیلات مهارت دارند شنیدن این موضوع توسط بادول او را برای نجات خواهر تاجران به کار می گیرد آیا بادول در آرزوی نجات او موفق می شود؟