Storyline
ایستگاه پمپ بنزین توسط تیم دائمی اداره میشود: مدیر واورا، مهندس سابق استیژاسکال، کلاهبردار کارافا و پیرمرد دووارک که به بازنشستگی نزدیک است. آنها سیستمی توسعه یافته دارند که به بخشی از سود اجازه میدهد به جیب خود بزنند. تنها کسی که با این کار خلاف نیست، دوواراک پیر است که روزی مشغول به کار در شغل دیگری میشود. در این وضع، پسری جوان به نام زدِنک چرنی وارد میشود و کنجکاو است و سریع کار میکند. او همچنین سیستم تقسیم سود را درک میکند. او به زودی به مدیر واورا و دیگران اعتماد می کند اما به زودی حق عادلانه خود را برای سهم برابر سود به اجرا می گذارد.