Storyline
روز ویژه ای برای ویکتور است: او به بیرون می رود. امروز قرار نخست او است. دوست مادرش آن را ترتیب داده است. همه توافق داشتند که موقعیت مناسب است تا جهان را ببیند. و او درست گفت: هر چیز جدید و شگفت انگیز است. همه چیز طبق منطقی است که او هنوز کشف نکرده است. همه چیز آنقدر کامل است که گویی رویا است