Storyline
رِیتا در آستانه ازدواج با یک پزشک ثروتمند است. یک شب بهترین دوست ویلهلا، کارمیلو، به بیمارستان میآورد و در اثر مصرف بیش از حد میمیرد. ویلهلا جان او را نجات میدهد و او را به نامزدیاش معرفی میکند. ریتا و کارمیلو عاشق هم میشوند و در حالی که سردرگماند که چه کار کنند، به پیشگو مراجعه میکنند تا راهنمایی بیابند.