Storyline
پلامن والدینش جدا شدهاند. پدرش یک گرگ رودخانهای قدیمی است و مادرش پرستاری در شهر بزرگ. اشتیاق پسر به پدرش او را به جلو میبرد. تحصیلاتش خوب پیش نمیرود. یک روز پلامن به طور مخفیانه به بارج پدرش میرود و با او به دریا میرود. در این سفر طولانی و بسیار جالب، پلامن با پدرش دوست میشود و وقتی مجبور به بازگشت به وارنا میشوند، پسر خوشحال است: او امیدوار است که همه سه نفرشان دوباره با هم باشند.