Storyline
امینا با یک جوانی که دوستش داشت، درگیر میشود، اما او او را فریب میدهد و رها میکند. او پسری به نام مراد به دنیا میآورد که توسط دوستش ام ابراهیم بزرگ میشود. امینا با هاشم ازدواج میکند که از گذشتهاش هیچ اطلاعی ندارد. مراد ده ساله است وقتی که دوست مادرش ام ابراهیم او را به اروپا میفرستد. سالها بعد، مراد به مصر برمیگردد و با نادیا، یک کلاهبردار در یک کشتی که جرایم برادرش رمزی را به اشتراک میگذارد، ملاقات میکند.