Storyline
دونالد برای نجات برادرش با مایزی ازدواج میکند. این زوج به آریزونا میروند جایی که عشقشان شکوفا میشود و از طریق دعاهای مایزی، دونالد سلامتی خود را به دست میآورد. خانم ون وای سپس به دیدار میآید و به مایزی میگوید که او مانع از آن میشود که دونالد جایگاه شایستهاش در جامعه را به دست آورد. مایزی که خرد شده است، به تنهایی به سمت بیابان میرود و وقتی دونالد از رفتار وحشتناک مادرش مطلع میشود، دنبالهاش میکند و از او میخواهد که بماند.