Storyline
ایزابل پس از چند سال غیبت به اسپانیا بازمیگردد تا از یک نوروز درمان شود. دخترش آنا که در تمام این مدت او را ندیده، تصمیم میگیرد تعطیلات را با او بگذراند و از این فرصت استفاده کند که دوستپسرش به آلمان رفته است. در طول اقامتش در ساناتوریم، آنا با ماریو، جوانی جذاب و کمی ناپایدار آشنا میشود که سعی در فریب او دارد. اگرچه در ابتدا هیچ علاقهای نشان نمیدهد، به تدریج به او جذب میشود.