Storyline
در شرایط مالی بحرانی، بازرگان جان بیرد در نظر دارد اوراق بهاداری را که به نفع دختر کوچک خود، مارگری، در امانت نگه داشته شدهاند، نقد کند. ویرجینیا بیرد، همسرش، از درک ناامیدی او ناتوان است و درخواستش را رد میکند. پس از شنیدن مشاوره وکیل شوهرش برای استفاده از اوراق بدون مشورت با او، تصمیم میگیرد آنها را به جورج دریک، یک دوست قدیمی، بسپارد. اما دریک اوراق بهادار را دزدیده و ناپدید شدن آنها منجر به فروپاشی ازدواج بیردها میشود و ویرجینیا خانه را ترک میکند. مارگری، برای دلداری به پدرش، سوار بر پونی خود به دنبال مادرش میرود، اما در راه توسط کاپیتان کید جونیور متوقف میشود که او را به عنوان دستیار اول خود میپذیرد و این دو کودک در یک کلبه علفی در جزیرهای نزدیک ساکن میشوند.